نوجوانی که پیش‌تر پرحرف بوده و به طور ناگهانی بی سر و صدا شده، ممکن است در مرحله‌ای از تغییرات و رشد شخصی قرار داشته باشد. به عنوان والدین، نباید نگرانی را فراموش کنیم. هیچ والدینی از رفتار بی سر و صدا با فرزندش لذت نمی‌برد، به خصوص زمانی که احساس می‌کنید از یک رابطه صمیمانه لذت برده اید و هیچ چیز در پایان تغییر نکرده است. اولین کاری که باید انجام دهیم این است که یک نفس عمیق بکشیم و درک کنیم که دور شدن از والدین نه تنها طبیعی است، بلکه یک مرحله رشدی ضروری از نوجوانی است.
گذر از این گذار به سمت استقلال دشوار است و همان‌قدر که نوجوانان از اعتراف آن متنفرند (و احتمالاً نخواهند کرد)، نوجوانان هنوز هم به والدین نیاز دارند که در ارتباط و مشارکت در زندگی‌شان بمانند. به عنوان والدین، ما می‌توانیم از نزدیکی با نوجوانان پشتیبانی کنیم و راه‌هایی را ارائه دهیم تا آنها بتوانند این مرحله از رشد را بهتر مدیریت کنند.


نوجوانان به فضای مخصوص به خود نیاز دارند اما به والدین خود نیز نیاز دارند. در واقع، بیشتر نوجوانان می‌گویند که می‌خواهند به والدین خود نزدیک‌تر باشند اما نمی‌دانند چگونه این کار را انجام دهند. بنابراین در حالی که کودکان ما کار جداسازی را انجام می‌دهند، ما باید کار پر کردن شکاف را با دقت و بردباری انجام دهیم. با ملاقات با آنها در جایی که هستند شروع کنیم و سعی کنیم درکی عمیق از تجربیات و احساساتشان داشته باشیم. این به ما کمک می‌کند تا به عنوان والدین بهترین حمایت و راهنمایی را ارائه دهیم و ارتباط با نوجوان خود را تقویت کنیم.

درمان خاموش چقدر بی صداست؟

آیا دلیلی برای نگرانی دارید یا نه واقعاً بستگی به این دارد که کودک شما تا چه حد صحبت نمی‌کند. بیایید به سه سناریو ممکن نگاه کنیم:

شماره 1 شما و فرزندتان در گذشته “بهترین” بودید.

آنها همه چیز را به شما گفته اند و حالا ناگهان شما را بسته اند و فقط افکار خصوصی خود را با دوستان در میان می‌گذارند. در این مورد، نگرانی بسیار کمی دارید. و هر چقدر هم که دردناک باشد، باید سعی کنید انتخاب فرزندتان را شخصی نگیرید. آنها دارند کاری را انجام می‌دهند که قرار است انجام دهند.

04
03
01
02
مشاوره آنلاین با بهترین متخصصان روانشناسی و روانپزشکی

چه باید کرد:

  • 1. به فرزندتان سخنرانی نکنید و به او بگویید که چقدر احساس ناراحتی می‌کنید.
  • 2. سعی کنید با آنها تعامل مثبت داشته باشید.
  • 3. آنها را در فعالیت‌هایی که از انجام آنها با هم لذت می‌برید درگیر کنید.
  • 4. با آنها به صرف غذا بنشینید.
  • 5. صحبت‌های خود را باز کنید و چیزهای خنده دار یا جالب در مورد زندگی خود به اشتراک بگذارید. اگر صحبت را باز کنید، به احتمال زیاد آنها نیز همین کار را می‌کنند.
  • 6. مانند یک بزرگسال با احترام با آنها صحبت کنید و به وضوح به آنها بگویید که برای نظرات آنها ارزش قائل هستید و در مقابل انتظار احترام دارید.

شماره 2 کودک دوست داشتنی و مهربان شما اکنون با پاسخ های یک کلمه ای و چرخاندن چشم های آزرده به شما پاسخ می دهد .

آنها تا حد امکان زمان کمتری را با شما می‌گذرانند و به نظر می‌رسد که تمام اشتیاق خود را برای دوستان خود ذخیره می‌کنند. اگرچه ممکن است دیوانه کننده باشد و ممکن است وسوسه شوید که این نوع رفتار را تنبیه کنید، اما بدانید که هنوز در محدوده رشد عادی نوجوانان قرار می‌گیرد. تمرکز بر روابط با همسالان به بچه‌ها کمک می‌کند تا یاد بگیرند که کمتر به والدین وابسته باشند – گامی ضروری برای تبدیل شدن به بزرگسالانی شاد و مستقل. با این حال، همچنان وظیفه شما این است که بر احترام و حفظ امنیت فرزندتان پافشاری کنید.

مطالعه کنید: 7 گام موثر در زمانی که نوجوان به حرف والدین گوش نمی دهد

میخواهید در مورد نوجوان من دیگر با من صحبت نمی کند مشاوره داشته باشید؟
همین حالا مشاوره بگیر

چه باید کرد:

  • 1. محدودیت‌های مناسب را تعیین کنید، اما روی تقویت رابطه خود نیز تمرکز کنید. اگر فرزندتان با شما ارتباط برقرار نکند، هیچ احترامی نخواهید داشت.
  • 2. در مقابل میل به سخنرانی مقاومت کنید. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، نیازی نیست که شما را کنار بزنند تا به خودشان تبدیل شوند.
  • 3. به یاد داشته باشید که نوجوانان می‌توانند احساساتی باشند. به دنبال ناراحتی تحت بی‌احترامی باشید و به آنها یادآوری کنید که واقعاً چه کسانی هستند. با گفتن جمله‌ای مانند “می‌دانم که ناراحت هستید، اما معمولاً نامهربان نیستید”، می‌توانید شروع مکالمه را ایجاد کنید.

شماره 3 فرزند شما با کسی صحبت نمی کند و تمام وقت خود را در اتاقش با در بسته می گذراند .

فرزند شما از دوستان کناره‌گیری کرده، علاقه خود را به فعالیت‌هایی که زمانی به او لذت می‌برد از دست داده و به طور فزاینده‌ای منزوی شده است. این نوع رفتار باعث نگرانی جدی می‌شود و خارج از حوزه رشد عادی نوجوانی است. شما باید دریابید که آیا فرزند شما دچار نوعی آسیب (مانند قلدری، تجاوز جنسی) شده است یا از مواد مخدر یا الکل سوءاستفاده می‌کند. این رفتار همچنین می‌تواند نشان دهنده شروع یک مشکل جدی سلامت روانی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی باشد که همه آنها در اواخر نوجوانی و اوایل دهه 20 شایع‌تر می‌شوند.
اگر آنها از هر کسی که می‌شناسند دور شوند، این خطرناک است. به عنوان مثال، عقب‌نشینی به دنیای آنلاین، جایگزین قابل قبولی برای صحبت با مردم در زندگی واقعی نیست. روابط اینترنتی می‌تواند خیلی سریع بسیار شدید شود و تشخیص اینکه آیا افرادی که فرزندتان با آنها آنلاین دوست است تأثیر خوبی دارند یا حتی آنها می‌گویند چه کسانی هستند، دشوار است.

چه باید کرد:

  • 1. اگر فرزندتان خصمانه و عصبانی به نظر می‌رسد، به او این فرصت را بدهید که اگر کار اشتباهی انجام داده اید توضیح دهد.
  • 2. حریم خصوصی فقط تا اینجا پیش می‌رود. اتاق هیچ نوجوانی نباید برای والدین ممنوع باشد. شما این حق را دارید که بدانید فرزندتان در اتاقش چه می‌کند، به خصوص اگر ساعت‌ها در آنجا تنها باشد.
  • 3. اصرار بر اطلاعات بیشتر اصلاً غیرمعمول نیست که نوجوانان به سؤالاتی مانند “کجا می‌روی؟” پاسخ دهند. با گفتن ساده “خارج” و “کی برمی‌گردی؟” با “بعدا” محکم بایستید و به آنها بگویید که به جزئیات نیاز دارید.
  • 4. در مواردی که کودک شما از برقراری ارتباط امتناع می‌کند، ممکن است توصیه شود که رسانه‌های اجتماعی او را زیر نظر داشته باشید.
  • 5. از یک پزشک متخصص کمک بگیرید. با تماس با پزشک اطفال و توصیف رفتار او با جزئیات شروع کنید.

اگر مشکوک هستید که نوجوان شما ممکن است احساس خودکشی کند

اگر حتی مشکوک به این موضوع هستید، باید فوراً به آن رسیدگی کنید. اما با آرامش، نادین کاسلو، روانشناس و متخصص در مورد خودکشی در جوانان می‌گوید: “مهم است که در مورد نگرانی‌های خود به آرامی و بدون اتهام‌زنی صحبت کنید. گاهی اوقات که والدین بسیار نگران هستند، در نهایت می‌گویند: ‘این گونه فکر نکن’ یا ‘نباید چنین احساسی داشته باشی’ و آنها نه به عنوان محبت و مراقبت، بلکه به عنوان انتقادی برخورد می‌کنند. کودکان به آن پاسخ منفی می‌دهند.”

همچنین بخوانید: چگونه از رفتارهای بی پروا در نوجوانان جلوگیری کنیم؟

کاسلو همچنین توصیه می‌کند:

  • 1. اجازه دهید فرزندتان بداند که او را بارها و بارها در شرایط سختی دوست دارید.
  • 2. با گفتن چیزهایی که نشان دهنده همدلی است، احساسات آنها را تأیید کنید: “به نظر می‌رسد واقعاً دشوار بود.” “من می‌دانم که چقدر می‌تواند دردناک باشد.”
  • 3. برای دریافت کمک حرفه‌ای با فرزندتان کار کنید و توضیح دهید که کمک خواستن نشانه ضعف نیست.

وقتی صحبت از درمان بی‌صدا می‌شود، به یاد داشته باشید که به شما مربوط نیست. شما باید نبردهای خود را انتخاب کنید و به کودک خود اتاقی برای رشد بدهید. اما شما همچنین باید سلامت و تندرستی فرزندتان را بالاتر از هر چیز دیگری قرار دهید، و این بدان معناست که حتی زمانی که آنها کار را آسان نمی‌کنند، در ارتباط باشید.

اولین نظر را شما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *