چگونه مانند والدین خود نباشیم؟

چگونه مانند والدین خود نباشیم؟ این سوال مهمی است که برای بسیاری از والدین پیش آمده است. در مقطعی از دوران کودکی، بسیاری از ما به خود قول دادیم که هرگز با فرزندان خود آنگونه رفتار نخواهیم کرد. با این حال، وقتی پدر و مادر شدیم، دیدگاه ما تغییر کرد.
ما شروع کردیم به درک اینکه چرا والدینمان تصمیمات خاصی می‌گیرند و اولویت‌هایمان با تغییر از کودکی به سرپرست تغییر کرد.
والدین باید عوامل بیشتری را در تصمیم گیری خود نسبت به فرزندان در نظر بگیرند. ما شروع می کنیم مانند والدین خودمان رفتار کنیم یا صدا کنیم.
متأسفانه، این تغییر دیدگاه گاهی ما را به انجام کارهایی سوق می دهد که حتی یک کودک هم می داند درست نیست، مانند فریاد زدن یا کتک زدن بچه هایمان.
درک چالش ها و مسئولیت های والدینی، بدرفتاری با کودکان را توجیه نمی کند. بسیاری از ما این را می‌دانیم، اما نمی‌دانیم چگونه دیگری تربیت کنیم، زیرا این تنها شیوه فرزندپروری است که تجربه کرده‌ایم.
این ترس وجود دارد که اگر به روشی که مردم در طول نسل‌ها انجام داده‌اند، نظم و انضباط را رعایت نکنیم، خطر بزرگ کردن یک کودک مشکل‌دار یا بدتر از آن، یک شکست را خواهیم داشت.

چرخه ترومای دوران کودکی را بشکنید

هرکسی تمایلی به تربیت متفاوت از والدین خود ندارد و این کاملاً خوب است.
اما برای کسانی که ترومای دوران کودکی را تجربه کرده‌اند و می‌خواهند پدر و مادری متفاوت داشته باشند، برای شکستن چرخه آسیب وجود دارد .
دور شدن از الگوهای منفی تربیت کودکان با انتخاب آگاهانه و آگاهانه والدین امکان پذیر است.
با داشتن طرز فکر و ابزار مناسب، هر کسی می‌تواند به گونه‌ای انتخاب کند که به خوبی و خوشبختی فرزندانش را در اولویت قرار دهد.1.

چگونه مانند والدین خود نباشیم؟

1. متفاوت فکر کنید

اولین قدم برای متفاوت بودن والدین این است که متفاوت فکر کنید .
ایجاد تغییرات ترسناک است. در پایبندی به روش‌های «سنتی»، به‌ویژه در مورد فرزندپروری، آرامش خاصی وجود دارد. این روش ها در طول نسل ها منتقل شده و عمیقاً در روان جمعی ما جا افتاده است. آنها امنیت و آشنایی را فراهم می کنند و آنها را به عنوان گزینه های “ایمن تر” نشان می دهند.
اما “سنتی” به معنای خوب یا درست بودن آن نیست.
زنان “به طور سنتی” به آشپزخانه تعلق داشتند. این تصور به طور گسترده پذیرفته شد و به ندرت برای مدت طولانی مورد سوال قرار گرفت. با این حال، همانطور که جامعه تکامل یافته و پیشرفت کرده است، ما متوجه شده ایم که این نقش های “سنتی” هم محدود کننده و هم ناعادلانه هستند.
ایده های پوچ در یک برهه زمانی ممکن است به تصمیماتی «بیهوده» تبدیل شوند، وقتی مردم به مزایای آنها پی ببرند.
وقتی متفاوت و خلاقانه فکر کنیم، احتمالات جدیدی پدیدار می شود.

2. یک هدف واضح والدین را انتخاب کنید

فرزندپروری در مورد ایجاد معاوضه در زندگی روزمره ما برای رسیدن به اهداف والدین است .اهداف : چگونه مانند والدین خود نباشیم؟
اما والدین اغلب حریص هستند و همه چیز را می خواهند.
ما آرزوهای زیادی برای فرزندانمان داریم: رفتار خوب، مهربانی، شادی، سخت کوشی، خودانگیختگی، موفقیت و ارتباط نزدیک با ما. ما همه آنها را می خواهیم.
اما کدام یک از اینها برای شما مهمتر است؟
مواقعی وجود دارد که ما نمی توانیم همه آن را داشته باشیم. باید اولویت بندی کنیم و آگاهانه انتخاب کنیم.
والدینی که در مورد اولویت‌های فرزندپروری خود نامشخص هستند، اغلب موارد اشتباه را انتخاب می‌کنند و در مسیر با مشکلاتی مواجه می‌شوند.
به عنوان مثال، اگر کودک کارهای خود را انجام نمی دهد و والدین او را تنبیه می کنند، اولویت آنها رعایت کردن است. اگر کودکی نمرات خوبی نگیرد و والدینش امتیاز او را بگیرند، اولویت آنها موفقیت فرزند است.
هنگامی که تنبیه به عنوان یک استراتژی انضباطی استفاده می شود، رعایت و موفقیت بر مهربانی، سلامت روان و یک رابطه قوی اولویت دارد.
وقتی فرزندانشان بزرگ می شوند، ممکن است روابط سالمی با والدین خود نداشته باشند. برخی از کودکان بالغ حتی از والدین خود جدا می شوند و از آنها بیگانه می شوند . اینها ممکن است افراد بسیار موفقی باشند، اما نمی خواهند کاری با والدین خود داشته باشند. به نوعی، والدین آنها با موفقیت به اهداف خود دست یافته اند، اما ممکن است از انتخاب اهداف اشتباه پشیمان شوند.
فرزند پروری یکی از مهمترین منابع پشیمانی در زندگی است. یک هدف واضح انتخاب کنید که پشیمان نشوید.
انتخاب یک هدف که بیشتر از همه می خواهید به این معنی نیست که از همه اهداف دیگر چشم پوشی می کنید.

3. از تفکر فاجعه آمیز اجتناب کنید

04
03
01
02
مشاوره آنلاین با بهترین متخصصان روانشناسی و روانپزشکی

“آیا قرار است از تربیت سهل‌آمیز استفاده کنیم – با فرزندانمان مهربان باشیم، بگذاریم به خیابان بروند و ماشین‌ها به آنها ضربه بزنند؟”
البته که نه.
حتی کسانی که می خواهند چرخه آسیب های خانوادگی را بشکنند، ممکن است در ترک مجازات تردید کنند. آنها مهربانی، شادی و رابطه را می خواهند، اما نمی خواهند فرزندانشان شکست خورده باشند.

یکی از نشانه های رایج آسیب های دوران کودکی این است که این افراد تمایل دارند که دیدگاه منفی نسبت به جهان داشته باشند و از تفکر فاجعه آمیز استفاده کنند.
وقتی بدبخت بزرگ می شوید، طبیعی است که بدترین ها را تصور کنید. اما الان فرق کرده است. شما می توانید بر نحوه دید فرزندتان از جهان تأثیر بگذارید. هنگامی که شما شروع به دیدن چیزها می کنید، آنها جهان را مثبت درک می کنند، با انگیزه می شوند و تلاش می کنند تا بهترین باشند.
تنبیه برای ایجاد انگیزه در کودکان ضروری نیست. همچنین انگیزه اشتباهی را القا می کند.
اما اگر بتوانید تفکر فاجعه آمیز را کنار بگذارید، والدین مثبت را تمرین کنید و رابطه نزدیکی با فرزندتان ایجاد کنید، آنها به آنچه شما اهمیت می دهید اهمیت می دهند. اگر به آینده آنها اهمیت می دهید، آنها نیز همینطور خواهند بود.

4. از استقلال حمایت کنید

ممکن است غیرقابل تصور به نظر برسد، اما بهترین راه برای تنبیه کودکان، توانمندسازی آنها برای نظم دادن به خود است.
خودمختاری یکی از سه خواسته فطری انسان علاوه بر نیازهای اساسی بقا است. این توانایی فرد در تصمیم گیری و کنترل زندگی خود است.
وقتی کودکان احساس می کنند که استقلال آنها به خطر افتاده یا بیش از حد کنترل می شود، می تواند منجر به ناامیدی و رنجش شود. این اغلب علت اصلی رفتارهای سرکش در کودکان است. آنها صرفاً سخت عمل نمی کنند. آنها در تلاش هستند تا استقلال خود را اعلام کنند، تا کمی بر زندگی خود کنترل داشته باشند.
حمایت از خودمختاری کودک به این معنا نیست که به آنها اختیار انجام هر کاری را که می خواهند انجام دهند. این بدان معناست که آنها می توانند با راهنمایی شما در بیشتر جنبه های زندگی خود تصمیم بگیرند.
والدین برای همیشه فرزندان خود را کنترل نخواهند کرد. دیر یا زود تصمیم خود را خواهند گرفت. کودکی که هرگز خودش نساخته باشد گم خواهد شد.
به جای کنترل آنها، مهارت های تصمیم گیری صحیح را به آنها بیاموزید. مزایا و معایب را در زندگی واقعی بدون تهدید تنبیهی از جانب خود بیان کنید. عواقب تصمیمات آنها را توضیح دهید. اگر حتی پس از توضیح شما اصرار دارند که تصمیمی اشتباه بگیرند، اگر به کسی یا چیزی آسیب نمی رساند، اجازه دهید عواقب طبیعی آن را تجربه کنند.
این راهی است که بچه ها وقتی بزرگ شوند تصمیم می گیرند. این ایده خوبی است که به آنها اجازه دهید اکنون تحت هدایت شما تمرین کنند.

5. والدین انعطاف پذیر باشید

هیچ الزامی برای استفاده از یک استراتژی واحد برای هر موقعیت انضباطی وجود ندارد. بنابراین حمایت از خودمختاری به این معنا نیست که باید به آن‌ها آزادی انتخاب همه چیز را بدهید.
انعطاف پذیر بودن به معنای پذیرش این است که استراتژی های انضباطی مختلفی وجود دارد. برخی استقلال را در اولویت قرار می دهند، در حالی که برخی دیگر ایمنی را در اولویت قرار می دهند. شما می توانید به هر سناریو متفاوت پاسخ دهید و مناسب ترین راه حل را برای رسیدن به اهداف والدین خود بیابید.
به عنوان مثال، هنگام برخورد با موقعیت هایی مانند حذف تکالیف ، که تهدید کننده زندگی نیست، استفاده از نظم و انضباط استقرایی مؤثرتر است.3. به آنها دلایل خوبی ارائه دهید، به آنها کمک کنید بفهمند چرا باید آنچه را که شما پیشنهاد می کنید انجام دهند، و سپس به آنها اجازه دهید تصمیم بگیرند که چه کاری انجام دهند.
اگر فرزند شما مکرراً از مطالعه خود غافل شد، اجازه دادن به او برای تجربه پیامدهای طبیعی می تواند به او کمک کند تا بفهمد که آنها واقعی هستند.
اما وقتی اقدامات کودک خود یا دیگران را تهدید می کند، باید او را از نظر فیزیکی محدود کنید، مانند در آغوش گرفتن، حتی برخلاف میل او.
این مثال‌ها نشان می‌دهند که چگونه می‌توان با استفاده از تکنیک‌های مختلف انضباط در موقعیت‌های مختلف، بدون آسیب رساندن به رابطه والدین و فرزند یا رفتار خشن، به کودک به طور انعطاف‌پذیر آموزش داد.

مقاله چگونه مانند والدین خود نباشیم؟6. الگو باشید

میخواهید در مورد چگونه مانند والدین خود نباشیم؟ مشاوره داشته باشید؟
همین حالا مشاوره بگیر

نفوذ والدین ضروری است. کودکان ارزش ها، باورها و نگرش های خود را از طریق تماشای بزرگسالان پرورش می دهند. این همان یادگیری اجتماعی است.
اگر با موقعیت‌های غیرمنتظره‌ای مواجه می‌شوید و نمی‌دانید چگونه واکنش نشان دهید، یک رویکرد مفید این است که رفتاری را که می‌خواهید فرزندتان نشان دهد در نظر بگیرید و سپس آن را برای او مدل کنید.4،5. یک تغییر نقش در ذهن خود ایجاد کنید. با این کار به آنها نشان دهید که می خواهید چگونه رفتار کنند.
به عنوان مثال، اگر می‌خواهید زمانی که اختلاف نظر دارند آرام و محترم بمانند، رفتاری آرام و محترمانه با آنها داشته باشید، حتی اگر فکر می‌کنید آنها بی‌احترامی می‌کنند. از سوی دیگر، اگر خشم یا خصومت نشان می دهید، به آنها می آموزید که وقتی از رفتار دیگری خوشتان نمی آید، اینها پاسخ های مناسبی هستند.
فردی باشید که دوست دارید فرزندتان تبدیل شود.

۷- اعتماد به نفس داشته باشید

دنبال کردن رویکردی متفاوت برای فرزندپروری می‌تواند یک سفر پربار اما چالش‌برانگیز باشد، به‌ویژه زمانی که با انتقاد سایر اعضای خانواده یا قضاوت دوستان خانواده مواجه می‌شوید.
وفادار ماندن به ارزش های خود و داشتن یک هدف واضح والدین می تواند به شما کمک کند در انتخاب های خود مطمئن باشید.
اگر منفی نگری دیگران برای شما فشار زیادی ایجاد می کند، تأثیر رفتارهای سمی دیگران را بر خود و فرزندتان در نظر بگیرید.
اگر همسرتان در مورد مسائل فرزندپروری مخالف است یا دیدگاه متفاوتی دارد، بررسی کنید وقتی زن و شوهر سبک‌های فرزندپروری متفاوتی دارند چه باید کرد و خانواده درمانی را در نظر بگیرید.

افکار نهایی

تلاش آگاهانه برای فرزندپروری متفاوت آرزویی است، اما طبیعی است که از مسئولیتی که در آن وجود دارد احساس ترس کنیم.
پذیرش یک سبک جدید فرزندپروری چالش برانگیز خواهد بود، اما با عزم و حمایت، می توانید تأثیر مثبتی بر زندگی فرزند خود داشته باشید.
اگر به تنهایی در اتخاذ راهبردهای فرزندپروری جایگزین مشکل دارید یا نیاز به حمایت بیشتری دارید، بهتر است از یک روانشناس بالینی یا سایر متخصصان سلامت روان کمک بگیرید.
هیچ والدین کاملی وجود ندارد، اما راه‌های زیادی برای اینکه پدر و مادر خوبی باشید وجود دارد .
به پدر و مادری تبدیل شوید که آرزو دارید در کودکی داشته باشید.

میخوای بدونی فرزندت افسردگی داره یا نه؟
تست رایگان افسردگی بده
sxsx

اولین نظر را شما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *