بچه‌داری کار دشواری است و والدین همیشه بهترین کار را برای فرزندانشان انجام می‌دهند. با این حال، گاهی اوقات رفتارهای والدین می‌تواند تأثیرات منفی بر فرزندانشان داشته باشد. در این مقاله به 10 رفتار غلط والدین که می‌تواند زندگی فرزندانشان را نابود کند، می‌پردازیم.

 1.هم از من بترس و هم دوستم داشته باش

این جمله‌ای است که برخی والدین به فرزندان خود می‌گویند. آنها معتقدند که اگر فرزندانشان از آنها بترسند، آنها را بیشتر دوست خواهند داشت. این والدین فکر می‌کنند که کنترل فرزندانشان با ایجاد ترس در آنها آسان‌تر است.
اما این طرز فکر اشتباه است. ترس، احساسی منفی است که می‌تواند عواقب مخربی برای فرزندان داشته باشد. فرزندانی که در معرض ترس قرار می‌گیرند، ممکن است دچار مشکلات زیر شوند:

  • اضطراب
  • افسردگی
  • مشکلات رفتاری
  • اعتماد به نفس پایین
  • احساس گناه و شرم
  • احساس تنهایی و انزوا

علاوه بر این، فرزندانی که در خانواده‌های سمی بزرگ می‌شوند، ممکن است در بزرگسالی نیز با مشکلات زیر دست و پنجه نرم کنند:

  • رابطه‌های ناسالم
  • سوء مصرف مواد
  • خودکشی

بنابراین، والدین باید از ایجاد ترس در فرزندان خود خودداری کنند. آنها باید به فرزندان خود محبت و حمایت نشان دهند و آنها را در یک محیط امن و حمایت‌کننده بزرگ کنند.
در خانواده‌هایی که والدین از این جمله استفاده می‌کنند، فرزندان ممکن است در یک چرخه ترس و اضطراب زندگی کنند. آنها همیشه نگران هستند که والدینشان از آنها عصبانی شوند یا آنها را تنبیه کنند. این ترس می‌تواند باعث شود که فرزندان از انجام کارهای جدید یا ریسک‌پذیر خودداری کنند. آنها همچنین ممکن است در برقراری روابط با دیگران مشکل داشته باشند.
این والدین ممکن است به فرزندان خود بگویند که من برایت همه کار انجام دادم اما تو واقعا نمک نشناسی و قدر نمی‌دانی. این جمله می‌تواند باعث شود که فرزندان احساس گناه و شرم کنند. آنها ممکن است فکر کنند که ارزشمند نیستند یا اینکه والدینشان آنها را دوست ندارند.

2.تو باید خودت با مشکلاتت مواجه شوی اما هیچ حقی از خودت نداری

04
03
01
02
مشاوره آنلاین با بهترین متخصصان روانشناسی و روانپزشکی

این جمله‌ای است که برخی والدین به فرزندان خود می‌گویند. آنها معتقدند که فرزندان باید مسئولیت‌پذیر باشند و مشکلات خود را حل کنند. اما این جمله می‌تواند برای فرزندان مضر باشد.
در خانواده‌های سمی، والدین ممکن است مسئولیت‌های خود را با فرزندان به اشتراک بگذارند. آنها ممکن است از فرزندان خود انتظار داشته باشند که به آنها در حل مشکلات کمک کنند، یا حتی از آنها انتظار داشته باشند که مشکلات والدین خود را حل کنند. این امر می‌تواند باعث شود که فرزندان احساس کنند که بزرگسال هستند و باید از عهده همه چیز برآیند.
این امر همچنین می‌تواند باعث شود که فرزندان احساس کنند که حق ندارند احساسات خود را بیان کنند. آنها ممکن است احساس کنند که باید همیشه قوی باشند و مشکلات خود را تحمل کنند. این امر می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، و مشکلات رفتاری در فرزندان شود.

3. بهترین باش، اما فراموش نکن که تو تنها نیستی

والدین خود شیفته، همیشه می خواهند که فرزندشان بهترین باشد. آنها از موفقیت های فرزندشان لذت می برند، اما گاهی اوقات، آنها انتظارات غیرواقعی از فرزندشان دارند. آنها ممکن است عقاید و کارهای فرزندشان را کوچک بپندارند و این باعث می شود که فرزندشان همیشه از خود ناامید شود.
فرزندان این والدین ممکن است احساس کنند که هرگز به اندازه کافی خوب نیستند. آنها ممکن است دائماً در تلاش باشند تا رضایت والدین خود را جلب کنند، اما هرگز موفق نشوند. این امر می تواند منجر به مشکلات مختلفی در زندگی آنها شود، از جمله اضطراب، افسردگی و اعتماد به نفس پایین.
والدین خود شیفته باید یاد بگیرند که فرزندشان انسان است و مانند هر انسان دیگری، اشتباه می کند. آنها باید به فرزندشان اجازه دهند که اشتباه کند و از آن درس بگیرد. آنها همچنین باید به فرزندشان یاد بدهند که او تنها نیست و همه انسان ها گاهی اوقات احساس می کنند که خوب نیستند.

راهکارها:

والدین خود شیفته می توانند با انجام کارهای زیر، به فرزندشان کمک کنند تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد:

  • انتظارات واقع بینانه داشته باشید. به یاد داشته باشید که فرزندتان یک انسان است و مانند هر انسان دیگری، محدودیت هایی دارد.
  • عقاید و کارهای فرزندتان را ارزشمند بدانید. حتی اگر با آنها موافق نیستید، باز هم آنها را به رسمیت بشناسید.
  • به فرزندتان نشان دهید که از او حمایت می کنید. به او بگویید که او را دوست دارید و به او اهمیت می دهید، حتی اگر اشتباه کند.

اگر والدین خود شیفته این نکات را در نظر بگیرند، می توانند به فرزندشان کمک کنند تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند و زندگی شادتری داشته باشد.

4. با من راحت باش و همه چیز را بگو اما شوخی های مسخره نکن

میخواهید در مورد 10 رفتار غلط والدین که می‌تواند زندگی فرزندانشان را نابود کند مشاوره داشته باشید؟
همین حالا مشاوره بگیر

در خانواده های سمی، والدین از فرزندان خود می خواهند که صادق باشند، اما وقتی فرزندان احساسات خود را به اشتراک می گذارند، والدین از آن ها انتقاد می کنند یا آن ها را مسخره می کنند. این باعث می شود که فرزندان احساس گناه کنند و در آینده از به اشتراک گذاشتن احساسات خود با والدین خود اجتناب کنند.

5.برای موفقیت، روی خودت تمرکز کن و به برنامه های آینده فکر نکن.

برخی خانواده ها تنها به موفقیت خود فکر می کنند، اما نمی دانند که برای موفقیت باید چه کارهایی انجام داد. آنها ممکن است از فرزند خود بخواهند که یک شغل خوب پیدا کند، اما هیچ گاه هم خانه را ترک نکند. این خانواده ها ممکن است از موفقیت فرزند خود شگفت زده شوند، اما این شگفتی ممکن است دلایلی داشته باشد.

  • اولین دلیل این است که والدین این خانواده ها از موفقیت فرزند خود برای ارضا غرور خود استفاده می کنند. آنها می خواهند که دیگران آنها را به عنوان والدین موفقی ببینند.
  • دومین دلیل این است که والدین این خانواده ها از موفقیت فرزند خود برای تضمین آینده خود استفاده می کنند. آنها می خواهند که فرزندشان در آینده از آنها حمایت کند.

گاهی اوقات، خانواده ها به فرزندانشان یادآوری می کنند که فاصله زیادی بین آنها و اهدافشان برای موفقیت وجود دارد. این کار می تواند باعث شود که فرزندان این خانواده ها احساس ناامیدی و بی انگیزگی کنند.
والدین باید به یاد داشته باشند که موفقیت فرزند آنها به نفع آنهاست، اما نباید از آن برای اهداف خود استفاده کنند. آنها باید به فرزندان خود کمک کنند تا اهداف خود را به طور مستقل تعیین کنند و برای رسیدن به آنها تلاش کنند.

6.تو اشتباه می کنی و هرگز درست نخواهی کرد.

اعتماد بنفس پایین کودکان، آنها را در برابر کنترل والدین سمی آسیب پذیرتر می کند. این خانواده ها شکست های فرزندان خود را به رخ آنها می کشند و در مورد ظاهر آنها نظرات منفی می دهند. آنها حتی اگر هیچ ایرادی هم وجود نداشته باشد، سعی می کنند ایراد تراشی کنند.
والدین سمی به طور مداوم فرزندان خود را تحقیر می کنند. آنها نمی خواهند که فرزندانشان موفق شوند، زیرا این امر باعث می شود که قدرت خود را از دست بدهند. آنها همچنین نمی خواهند که فرزندانشان قوی شوند، زیرا این امر می تواند تهدیدی برای آنها باشد.

7. راهکارهای من را دنبال کن، اما اگر شکست خوردی، خودت را سرزنش کن.

این خانواده با فرزندان خود به عنوان یک ابزار رفتار می کنند. آنها برای فرزندان خود برنامه ریزی می کنند، اما به توانایی ها و محدودیت های آنها توجه نمی کنند. آنها انتظار دارند که فرزندان آنها بدون هیچ مشکلی راهکارهای آنها را دنبال کنند. اگر فرزند آنها شکست خورد، والدین احساس می کنند که فرزند آنها ناتوان است و آنها را سرزنش می کنند.

8. والدینی که کمک خود را به فرزندان تحمیل می کنند

والدینی که کمک خود را به فرزندان تحمیل می کنند، انتظار دارند که فرزندان آنها بدون هیچ اعتراضی کمک آنها را بپذیرند. آنها اهمیتی نمی دهند که فرزندان آنها چه احساسی دارند یا چه نیازی دارند. آنها فقط می خواهند که فرزندان آنها به آنها وابسته باشند.
این نوع والدین، کمک خود را به عنوان یک ابزار کنترل استفاده می کنند. آنها از کمک خود برای احساس قدرت و برتری استفاده می کنند. آنها می خواهند که فرزندان آنها فکر کنند که بدون آنها نمی توانند به تنهایی زندگی کنند.
این نوع کمک می تواند تأثیرات منفی زیادی بر فرزندان داشته باشد. می تواند باعث شود که فرزندان احساس ناتوان و بی ارزش کنند. همچنین می تواند باعث شود که فرزندان احساس کنند که نمی توانند استقلال خود را داشته باشند.
در این نوع خانواده ها، فرزندان اغلب در یک وضعیت دوگانه قرار می گیرند. اگر از کمک والدین خودداری کنند، احساس می کنند بی ادب و قدرناشناس هستند. اگر هم کمک والدین را بپذیرند، احساس می کنند که مجبورند در ازای آن، همیشه در دسترس باشند و به والدین خود کمک کنند.

9. والدینی که فرزندان خود را از استقلال بازمی دارند

در خانواده های سالم، والدین به فرزندان خود کمک می کنند تا به تدریج استقلال خود را کسب کنند. آنها به فرزندان خود یاد می دهند که چگونه مسئولیت های خود را بر عهده بگیرند و چگونه در دنیای بیرون از خانواده خود به تنهایی زندگی کنند.
اما در خانواده های سمی، والدین به فرزندان خود اجازه نمی دهند که استقلال خود را کسب کنند. آنها همیشه فرزندان خود را به عنوان یک کودک کوچک می بینند و انتظار دارند که فرزندان آنها همیشه به آنها وابسته باشند.
این نوع والدین، فرزندان خود را با جملاتی مانند برو، اما من را تنها نگذار تحقیر می کنند. آنها می خواهند که فرزندان آنها بدانند که بدون آنها هیچ چیز نیستند.
این نوع رفتار می تواند تأثیرات منفی زیادی بر فرزندان داشته باشد. می تواند باعث شود که فرزندان احساس ناتوان و بی ارزش کنند. همچنین می تواند باعث شود که فرزندان در بزرگسالی نیز نتوانند استقلال خود را کسب کنند.

در اینجا چند نمونه از رفتارهای والدین سمی که باعث می شود فرزندان آنها از استقلال باز بمانند، آورده شده است:

  • کنترل کردن بیش از حد فرزندان
  • انتقاد و سرزنش مداوم فرزندان
  • مقایسه فرزندان با دیگران
  • ابراز عشق و محبت مشروط

برای کسب استقلال، می توانید اقدامات زیر را انجام دهید:

به تدریج مسئولیت های خود را بر عهده بگیرید.
از دیگران کمک بگیرید.
اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
یادتان باشد که شما شایسته داشتن یک زندگی مستقل هستید.

10. والدینی که حریم خصوصی فرزندان خود را نادیده می گیرند

والدین سمی، حریم خصوصی فرزندان خود را نادیده می گیرند. آنها انتظار دارند که فرزندان آنها همه چیز را با آنها در میان بگذارند، حتی اگر این مسائل شخصی یا خصوصی باشد.
این نوع والدین، فرزندان خود را با جملاتی مانند به من اعتماد کن و همه چیزت را به من بگو تحت فشار قرار می دهند. آنها می خواهند که فرزندان آنها بدانند که آنها حق دارند هر چیزی را در مورد فرزندان خود بدانند.
این نوع رفتار می تواند تأثیرات منفی زیادی بر فرزندان داشته باشد. می تواند باعث شود که فرزندان احساس ناامنی و بی اعتمادی کنند. همچنین می تواند باعث شود که فرزندان در بزرگسالی نیز نتوانند حریم خصوصی خود را حفظ کنند.

چگونه می توان این چنین خانواده سمی را مدیریت کرد؟

مدیریت یک خانواده سمی کار آسانی نیست. والدین سمی اغلب رفتارهای کنترل کننده، انتقادی، و غیرمحترمانه دارند که می تواند تأثیرات منفی زیادی بر فرزندان خود داشته باشد.

در اینجا چند نکته برای مدیریت یک خانواده سمی آورده شده است:

  • مرزهای خود را تعیین کنید. یکی از مهم ترین کارهایی که می توانید انجام دهید، تعیین مرزهای خود است. به والدین خود توضیح دهید که چه رفتارهایی را می پذیرید و چه رفتارهایی را نمی پذیرید.
  • به احساسات خود توجه کنید. مهم است که به احساسات خود توجه کنید. اگر احساس ناراحتی یا ناامنی می کنید، به خودتان اجازه دهید که احساسات خود را بیان کنید.
    از دیگران کمک بگیرید. اگر در مدیریت خانواده سمی خود مشکل دارید، از دیگران کمک بگیرید. صحبت با یک مشاور یا درمانگر می تواند مفید باشد.
  • اگر والدین شما حریم خصوصی شما را نادیده می گیرند، به آنها توضیح دهید که نیاز به حریم خصوصی دارید. اگر آنها به حریم خصوصی شما احترام نمی گذارند، از آنها فاصله بگیرید.
  • اگر والدین شما کنترل کننده هستند، سعی کنید کنترل خود را حفظ کنید. اجازه ندهید که آنها زندگی شما را کنترل کنند.
  • اگر والدین شما انتقادی هستند، به انتقادات آنها توجه نکنید. به یاد داشته باشید که انتقادات آنها به شما مربوط نمی شود.

مهم است که به یاد داشته باشید که شما مسئول رفتارهای والدین خود نیستید. شما می توانید بر رفتار خود کنترل داشته باشید، اما نمی توانید بر رفتار دیگران کنترل داشته باشید.
اگر در مدیریت خانواده سمی خود مشکل دارید، صبور باشید. ممکن است زمان ببرد تا بتوانید مرزهای خود را تعیین کنید و رفتارهای والدین خود را مدیریت کنید.

اولین نظر را شما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *